مرتضى مطهري
110
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
خود شخص مىگيرد ، اما اين گونه عشقها بر خلاف طبيعت زندگى است . به منطق قرآن آنچه زن نمىتواند تحمل كند محبت ديگرى نيست ، ترجيح ديگرى است . عدالت ، آن را جبران مىكند ( 1 ) . فلسفهء مهر و انفاق : 7 . علت وجوب مهر و انفاق بر مرد ( 2 ) : نظر به اينكه در طبيعتْ مرد طالب و زن مطلوب ، مرد خواهنده و زن خواسته شده . علت مهر و انفاق اين است كه در طبيعت ، مرد مظهر خواستن و زن مظهر جمال و ناز آفريده شده : مرد عاشق و متغزل و زن معشوق آفريده شده ، طبيعت مرد بر نياز و اظهار احتياج است و طبيعت زن بر ناز و استغنا ، ايندو به يك نسبت يكديگر را نمىخواهند . زن مىخواهد اما در لباس حيا و امتناع . بر مرد است كه از زن خطبه و خواستگارى كند نه بر زن . حتى در وقتى كه طلب از زن شروع مىشود ، محرمانه پيش مرد مىفرستد كه از من خواستگارى كن و براى من مهر قرار بده اما من مهر را از مال خودم مىدهم ، همانطور كه خديجه دربارهء حضرت رسول كرد . فلسفهء مهر ، احترام زن و اينكه زن خود را مستغنى و مرد را محتاج ، مصاحبت خود را متاع و مرد را مستفيد از مصاحبت و معاشرت خود بشمارد ، مىباشد ( 3 ) . فلسفهء مهر ، حفظ كرامت زن و هماهنگى با فطرت است : همانطور كه دربارهء مرد و زن بعد از ازدواج تبذل مكروه است * ( ( و لاتبتذل المرأة كتبذل الرجل / ) * عروة الوثقى ) قبل از ازدواج نيز شايسته نيست ، و براى اينكه نمودارى باشد از اينكه مرد در راه او خرج كرده و مىكند تا او را راضى كند . به طور كلى جنس ذكور ، خود را نيازمند مىداند : او احتياجى به مرد ندارد و مرد به او احتياج دارد ، مهر تشريع شده است . البته مهر - آن طورى كه در فقه مقرر است - ثمن بضع نيست ، ثمن خود زن است ولى نه ثمن رقبهء زن بلكه ثمن وصال زن ، نه به معنى اينكه مرد
--> ( 1 ) رجوع شود به نمرهء 16 . ( 2 ) رجوع شود به ورقه هاى خانواده نمرهء 8 . ( 3 ) و حتى در آميزشهاى نامشروع نيز قهراً از طبيعت پيروى مىشود . يك پسر و دختر جوان كه دور از چشم ديگران با يكديگر آميزش مىكنند ، پسر براى دختر خرج مىكند نه دختر براى پسر . براى يك پسر عياش كافى است پولدار باشد و براى يك دختر عياش كافى است زيبا باشد . پسر خوشگل و بىپول و دختر بى ريخت و پولدار ، ابزار عياشى ندارند .